X
تبلیغات
❤❤❤عاشق❤❤❤

❤❤❤عاشق❤❤❤

1

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم


خداحافظ واین یعنی در اندوه تو میمرم


در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم


وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

وبرف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟


چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟


خداحافظ ،تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که میمانم

خداحافظ، بدونِ من یقین دارم که میمانی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 12:0 توسط زینب |

راستی

راستی محسن


دلم برات بدجوری تنگ شده


دیشب بعدازرفتن مهمونایه دفعه دلم بدجوری هواتوکردگلم


خیلی خیلی خیلی خیلی زیاددوستــــــــــــــــــــــــــــــت دارم


بای

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 20:4 توسط زینب |

بوووووووووووس

محسن این خط هادوباره خراب شدن آنتن نمیدن

گلم فرداکه رفتیم تبریزباهم حرف میزنیم

فقط گلم مواظب خودت باش

اصلا هم به خونمون زنگ نزن

عاشقتم

دوستت دارم

بوووووووووووووووووووووووس

بووووووووووووووووووووووووووس

فعلاخداحافظ بهترینم

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 19:59 توسط زینب |

ای بابامحسن اگه حرفی که بهت زدمودیدی خب یه خبری بهم بده دیگه

بگوحداقل باشه زنگ نمیزنم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 18:32 توسط زینب |

سلام.محسن اگه تویی که به خونمون میزنگی لطفانزنگ>خواهش میکنم بیشترازاین منوتودردسرننداز

خط هارفتن خودم بهت خبرمیدم

فعلا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 16:20 توسط زینب |

1

زیباترین آغازراباتوتجربه کردم


پس تازیباترین پایان باتومیمونم

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 22:35 توسط زینب |

دوستت دارم

I LOVE YOU

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 22:19 توسط زینب |

خبرخبرخبر

یه خبرخیلی خیلی مهم

دیشب محسن تنهام نذاشت

بالاخره قبول کردبمونه اما

باکلی شرط

مهم نیست

مهم اینه که موند

موندوتنهام نذاشت

مثل بقیه نبوده(خداروشکر)

منم دیگه پست تنهایی نمیذارم
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1392ساعت 13:35 توسط زینب |

اولین پست تنهاییم1

سلام.امشب شب خوبی نیست!اصلاخوب نیست

حالم خوب نیست

یعنی اون واقعاتنهام گذاشته؟یعنی واقعاتنهاموندم؟وای خدای من باورم نمیشه....نه امکان نداره....نه 

محسن تنهام نمیذاره نه تنهام نمیذاره!!

اون بهم قول داده نبایدبه خاطر یه دعواتنهام بذاره نه اون اینجوری نیست نه!!!!

.

.

.

یعنی واقعاتنهام گذاشته؟

آره انگارتنهام گذاشته

آره انگارتنهاموندم

آره انگاردوسم نداره

آره انگارمنونمیخواد

آره

آره

آره...آره انگاراونم مثل بقیه بوده........من اینونمیدونستم...نمیدونستم......نمیدونستم


+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت 23:52 توسط زینب |

خبرمهم

سلام به همه


یه خبرمهم


همه کسم(یعنی محسن)


امشب درتاریخ01/06/1392


ساعت23:35


تنهایم گذاشت


به همین سادگی

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت 23:38 توسط زینب |

دوست دارم

محسن خیلی خیلی زیاددوست دارم!!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 15:50 توسط زینب |

دوست دارم

محسن خیلی خیلی زیاددوست دارم!!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 15:49 توسط زینب |

22222222


خیلی ناراحت وعصبانیم کردی!!!کاش میتونستم وقتی اینجوری میکنی برموتنهات بذارم تابفهمی که داری

چیکارمیکنی!!کاش...کاش...کاش ولی حیف حیف حیف که خیلی زیاددوست دارم!!حیف

اه

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 15:32 توسط زینب |

محسن خیلی ناراحتم!!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 15:29 توسط زینب |

.......

محسن این روزانمیدونم چراخیلی زیادناراحتم میکنی

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 19:1 توسط زینب |

بخدااااااااااااا نمیتونم تحمل کنم

تورو خدا گلم یه چیزی پیدا کن باهم حرف بزنیم

تورو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دلم واست خیلی تنگ شده

یهو دیدی از دلتنگی راهیه بیمارستان شدما

جوووووووووون محسن یه چیزی پیدا کن

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دیگه نمیتونم تحمل کنم

منتظرتم گلم


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 17:18 توسط زینب |

سلام

سلام گلم

دووووووووووووووووووووووووووووستت دااااااااااااااااااااارم

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 3:0 توسط زینب |

دیوونه!

دوستت دارم

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 2:58 توسط زینب |

میخوام


میخوام توتاریکی شب بوست کنم

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت 0:59 توسط زینب |

دوست دارم

سلام

الان محسنم خونه ی مادربزرگشه ،خونه ی مادربزرگش توروستای ماست

محسن به من نزدیکه خیلی نزدیکه ومانمیتونیم همدیگه روببینیم

اینجوری که میشه آدم دلش بیشترمیگیره!!!

خیلی دلم براش تنگ شده

محسنم خیلی خیلی دوست دارم!!

میخوام ازاون لبات یه بوس عشقی بکنم خوشگلم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

وای چقدمیچسبه!!!

میخوام واقعیه واقعی بغلت کنم،سرموبذارم روشونت وآروم

توگوشت بگم:دوست دارم

کاشکی پیشم بودی

هی.............

محسن دیگه هیچوقت قولتونشکونی هاباشه؟؟؟آفرین خوشگلم

(سیاسوخته)

من واقعاعاشقتم محسن

خیلی دلم تورومیخواد

خیلی دوست دارم


+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت 0:56 توسط زینب |

گلم

انقدناراحتم که دیگه نمیدونم چی بگم!!


فقط میگم گلم باورم کن


+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 4:53 توسط زینب |

خوشگلم خیلی ناراحتم کردی:(

دوست دارم

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 4:45 توسط زینب |

اه

حتمابایدمن یه چیزی بنویسم تاتوبنویسی؟؟؟؟؟؟

اه

حوصلموبردی...........اه

دیگه ازت بدم میاد

دیگه دوست ندارم

بیاادامه ی مطلب....اه

شوخی کردم دیوونه

نارحت نشو!!

آخه مگه میشه من سیاسوختمودوست نداشته باشم؟!

خیلی دوست دارم سیاسوخته!!

عاشقتم پسرخاله

دلم میخوادواقعی بغلت کنم دیوونه

بوووووووووووووس

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 18:25 توسط زینب |

میدانی؟

میدانی ؟
 
ادم های ساده 

ساده هم عاشق می شوند

ساده صبوری می کنند

ساده عشق می ورزند

ساده می مانند

اما سخت دل می کنند

آن وقت که دل می کنند

جان می دهند

سخت میشکنند

سخت فراموش میکنند

آدم های ساده...                       

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 17:48 توسط زینب |

جزتو

 بودنت را دوســت دارم....
وقتی مــــرا دربر میگیری ....
و به آغوشــت سـفت مرا می فشــــاری...
وادارم مـی کنی که...
به هیچ کس فکر نـکنم ....

جز تــــو....!

عاشقتم خوشگلم

دوستــــــــــــــــت دارم تابی نهایت

بووووووووووووووووووووووووووووووس

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 13:16 توسط زینب |

بوسه بزن

منُ تو آغوشت بگير آغوش تو مقدس
بوسيدنت براي من تولد يك نفس
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه
نوازشه دستای تو عادت ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بذار
به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار
مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم وتن من


دوستــــــــــــــــــــــت دارم محسنم

بوووووووووووس

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 13:15 توسط زینب |

اه

زینب ببین اگه من میتونم اون وقت تو رو طلاق بدم بهتره که کارمون به اونجا نکشه

از همین الان میرم میمیرم

ولی انگاری تو درستو حسابی جوابمو ندادی

اگه واقعا منو دوس داری میخوام باهم زندگی خوشی داشته باشیم پس حرفمو قبول کن

اگه نمیخوای قبول کنی رُِک و راست بگو تموم کن

دیگه هم این بحثو تمومشکن

حالا خوب تصمیم بگیر و بگو

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 13:35 توسط زینب |

خواهش

سلام گلم

محسن اصلانمیخوام دوباره دعواروشروع کنم!!

فقط ازت میخوام دوباره یکم دیگه درمورددرس خوندنم فکرکنی....ناراحت نشودیگه...فقط فکرکن شایدنظرت عوض شد

ببین زوج های زیادی هستن که هردوشون شاغلن وزندگی خوب وشادی دارن ازهم طلاق هم نمیگیرن!!!

من بهت قول میدم قول میدم که ازاونجورحرفاهیچوقت بهت نگم هیچوقته هیچوقت،قول میدم محسن

فقط وقبول کن

به خاطرزینبت،خواهش میکنم محسن

ببین عصبانی نشوها!!!

اینجادونفرهستن که هردوشون استاددانشگاه هستن زندگی خوبی هم دارن اصلا هم اختلاف ندارن...البته

اینجازندگی نمیکن پدرومادرشون اینجان!!!

محسن خواهش میکنم،من بهت قول میدم ازاونجورحرفانزنم دیگه ،اگرهم زدم تومیتونی طلاقم بدی،به همین

سادگی!!!

لطفا،به خاطرزینب،به خاطردخترخالت قبول کن!!

همین جامنتظرجوابت هستم مهربونم!!

دوستـــــــــت دارم


+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 11:13 توسط زینب |

دنیا

دنیامثلل بازی گل یاپوچه...باتوگله...بی توپوچه


عاشقتم محسنم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 9:13 توسط زینب |

دوست دارم

دوستـــــــــــــــــــــــــــت دارم محسنم

توروبادنیاعوض نمیکنم

دیوونه انقدمنواذیت نکن

آفرین

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 9:10 توسط زینب |